مرگ زیر سقف نامرئی پیمانکاران

اقتصادگزارش ویژهمسکنکسب و کار26 بهمن, 14041K بازدید

پیمان‌سپاری‌های چندلایه؛فاجعه خاموش پروژه‌های عمرانی ایران

ساخت پروژه های عمرانی در ایران یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصادی کشور است و حدود ۸ تا ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی و نزدیک به ۱۳ درصد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم را به خود اختصاص می‌دهد.

درحالی‌که پیمانکاران اصلی معمولاً از طریق زنجیره‌ای از پیمان‌سپاری غیرمستقیم از زیر بار مسئولیت‌های بیمه، بهداشت حرفه‌ای و دستمزد عادلانه شانه خالی می‌کنند.

این گزارش تحلیلی با تمرکز بر آمار رسمی و برآوردهای کارشناسی سال ۱۴۰۴، به واکاوی ابعاد استثمار نیروی کار و پیامدهای مهلک استفاده از مصالح غیراستاندارد می‌پردازد. این بحران دوگانه، نه تنها حقوق کارگران را نقض می‌کند، بلکه امنیت و دوام زیرساخت‌های فیزیکی کشور را به طور جدی تهدید می‌نماید.

پیمان‌سپاری‌های چندلایه؛فاجعه خاموش پروژه‌های عمرانی ایران

نیروی کار در صنعت ساختمان، ستون فقرات این صنعت است، اما در سال ۱۴۰۴، این نیرو در معرض فشارهای ساختاری و معیشتی شدید قرار داشته است.

در سال ۱۴۰۴، حدود ۱.۳ میلیون نفر نیروی کار در بخش ساختمان فعال هستند. این بخش به شدت از ساختار رسمی فاصله دارد؛ به طوری که ۷۸ درصد از این نیروی کار فاقد قرارداد رسمی کار هستند و تنها ۴۳ درصد تحت پوشش کامل بیمه تأمین اجتماعی قرار دارند. این ساختار غیررسمی، امکان نظارت بر شرایط کاری و ایمنی را به شدت کاهش می‌دهد.

داده‌های سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که حداقل دستمزد پایه ماهانه کارگران معادل ۱۰,۳۹۱,۰۰۰ تومان تعیین شده است. این رقم در تضاد کامل با خط فقر رسمی قرار دارد. خط فقر برآورد شده برای یک خانوار چهار نفره در میانه سال ۱۴۰۴ حدود ۷۳,۰۰۰,۰۰۰ تومان بوده است.

در نتیجه، حداقل دستمزد دریافتی کارگر تنها حدود ۱۴ درصد (یک‌هفتم) از هزینه معیشت یک خانوار چهار نفره را پوشش می‌دهد که این امر کارگران را عمیقاً در فقر مطلق قرار می‌دهد. همزمان، بر اساس برآوردها، جمعیت زیر خط فقر مطلق در کشور به ۳۴ میلیون نفر رسیده است که بخش قابل توجهی از آن‌ها از طریق کار در مشاغل ساختمانی امرار معاش می‌کنند.

  • در حدود ۲۸ درصد از کل حوادث کار کشور مربوط به بخش ساختمان است.
  • سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ مرگ ناشی از کار در ساختمان‌ها ثبت می‌شود.
  • ۶۵٪ از پروژه‌ها فاقد تجهیزات کامل ایمنی نظیر کلاه، طناب و داربست ایمن هستند.

عامل اصلی، برون‌سپاری قراردادها از پیمانکار اصلی به لایه‌های متعدد پیمانکار جزء است؛ به شکلی که در بسیاری موارد هیچ شخص حقیقی یا حقوقی عملاً مسئولیت مستقیم کارگران را بر عهده ندارد.

استثمار کارگر تنها به حقوق مالی محدود نمی‌شود؛ بلکه استفاده از مصالح غیراستاندارد، ایمنی سازه‌ای را که ساخته می‌شود، به مخاطره می‌اندازد.

فساد و منفعت‌طلبی در تأمین مصالح، مستقیماً کیفیت ایمنی پروژه‌ها را هدف قرار داده است. برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد که در پروژه‌های ساختمانی خصوصی، استفاده از بتن غیراستاندارد به حدود ۳۲ درصد می‌رسد. این امر موجب کاهش چشمگیر مقاومت سازه‌ها در برابر فشارهای محیطی و لرزه‌ای می‌شود.

تقریباً ۲۵ درصد از میلگردهای مصرفی در بازار فاقد گواهی اصالت و کیفیت لازم هستند. استفاده از فولاد با مقاومت کششی پایین‌تر از حد استاندارد، ریسک فروریزش سازه در هنگام زلزله یا بارگذاری بیش از حد را به طور تصاعدی افزایش می‌دهد.

خسارت سالانه ناشی از فرسودگی و خرابی‌های ناشی از مصالح بی‌کیفیت در کشور تقریباً ۷ هزار میلیارد تومان تخمین زده می‌شود. فاجعه متروپل نمادی از نقطه اوج این بی‌دقتی‌ها بود که نشان داد نادیده گرفتن استانداردها چگونه می‌تواند به فاجعه ملی تبدیل شود و اعتماد عمومی به کیفیت ساخت‌وساز را از بین ببرد.

  • افزایش استهلاک زودهنگام سازه‌ها و افت عمر مفید ساختمان‌های عمومی از ۵۰ سال استاندارد به کمتر از ۳۰ سال.
  • افزایش احتمال تخریب در برابر زلزله تا ۲.۵ برابر.
  • خسارت سالانه مستقیم ناشی از خرابی و تعمیرات پیش‌رس حدود ۷ هزار میلیارد تومان (برآورد سازمان برنامه و بودجه، ۱۴۰۳).
  • حادثه متروپل آبادان (۱۴۰۱) نمونه بارز تخلف در استفاده از مصالح نامرغوب و تغییر نقشه سازه بود.
  • فرو ریختن چند پل در پروژه‌های بین‌راهی (۱۴۰۲–۱۴۰۳) پس از بارندگی، نشان از ضعف جدی کنترل کیفی دارد.

هرچه تعداد پیمانکاران جزء بیشتر باشد، امکان نظارت کمتر و تضییع حقوق کارگران و کیفیت مصالح بیشتر می‌شود.

پیمانکاران برای جبران تأخیر دریافت مطالبات، ناگزیر به کاهش کیفیت و حذف برخی مراحل کنترل فنی می‌شوند.

تنها حدود ۶۰٪پروژه‌ها در شهرهای بزرگ به‌صورت واقعی بازبینی مصالح دارند.

گزارش دیوان محاسبات (۱۴۰۲) نشان می‌دهد ۱۵٪قراردادهای عمرانی ملی دارای اشکال در برآورد یا انتخاب پیمانکار بوده‌اند.

تعامل استثمار نیروی کار و استفاده از مصالح ارزان‌قیمت، یک الگوی اقتصادی سودجویانه را در صنعت ساختمان تثبیت کرده است.

پیمانکاران با بهره‌گیری از ساختار غیررسمی و حداقل دستمزد زیر خط فقر، هزینه‌های نیروی کار را به شدت کاهش می‌دهند (کاهش مستقیم هزینه‌های جاری). همزمان، استفاده از مصالح ارزان‌تر و غیراستاندارد، سود را به حداکثر می‌رساند (کاهش هزینه‌های مواد اولیه). این دو عامل، سود کوتاه‌مدت را بر ایمنی بلندمدت و حقوق شهروندی اولویت می‌دهد.

ناکافی بودن نظارت‌های ساختمانی، تأخیر در به‌روزرسانی مستمر دستمزدها متناسب با تورم (که در فاصله دستمزد و خط فقر کاملاً مشهود است)، و ضعف در ساماندهی پیمانکاران خرد و تأیید صلاحیت آن‌ها، زمینه را برای تداوم این چرخه معیوب فراهم کرده است. نهادهای نظارتی اغلب درگیر پیچیدگی‌های بوروکراتیک هستند و توانایی اعمال بازدارندگی کافی را ندارند.

علی کارگر ۵۶ ساله می گوید: من شش ماه است که با ۱۸میلیون تومان کار میکنم، اما کرایه خانه من ۱۵ میلیون است. اگر اعتراض کنم، کارفرما به راحتی میگوید فردا هزار نفر جای من هستند. کدام بیمه و کدام قرارداد؟

من باید زنده بمانم. هیچ فرقی بین دستمزد من و یک کارگر مهاجر نیست.

مهندس الف.ک. مدیر عامل شرکت مهندسی عمرانی پ.پ.ص فشار بازار را توجیه خود در ارتکاب تخلفاف عنوان نموده و می گوید:  اگر از میلگرد درجه یک استفاده کنم، قیمت تمام شده بالا میرود و پروژه را می بازم.

 شهرداریها و نظام مهندسی هم سختگیری می کنند، اما قیمتها در بازار مصالح افسارگسیخته است. ما باید بین ورشکستگی و استفاده از مصالحی که شاید ۱۰ درصد ضعیف تر باشد، یکی را انتخاب کنیم.

مدیر کل بازرسی وزارت کار در همین رابطه می گوید:ما آمار داریم و پرونده ها را پیگیری می کنیم، اما وسعت پروژه ها و حجم معامالت غیررسمی به قدری زیاد است که نیروهای ما توان پوشش همه سایت ها را ندارند. علاوه بر این، فرآیندهای قانونی برای برخورد با متخلفین در حوزه مصالح طوالنی و پیچیده است و پیگیری نتایج ماهها طول میکشد.«

برای خروج از این بحران دوگانه، اصلاحات ساختاری و نظارتی فوری ضروری است:

حتی با قرارداد فصلی؛ مشابه الگوی هند (Building & Other Construction Workers Act).

اتصال آن به کد رهگیری دیجیتال توسط وزارت صمت برای جلوگیری از فروش مصالح تقلبی.

امکان توقف پروژه در صورت خطر جدی یا استفاده از مصالح غیراستاندارد.

جرایم مالی و محرومیت پیمانکاران متخلف از مناقصات آینده.

ایجاد مراکز آموزش کوتاه‌مدت استانی با همکاری سازمان فنی و حرفه‌ای.

تقویت نقش سازمان‌های نظام مهندسی و تشکل‌های کارگری در فرآیندهای بازرسی، تأیید صلاحیت فنی و گزارش‌دهی حوادث، با اعطای اختیارات قانونی معین برای ورود به سایت‌های ساختمانی.

تا زمانی که فقر معیشتی، کارگر را مجبور به پذیرش شرایط غیراستاندارد کند و تا زمانی که نظارت نتواند ورود مصالح مخرب به کالبد شهر را متوقف سازد، صنعت ساختمان ایران همچنان بر روی یک دوپایه متزلزل از استثمار و خطر ساختاری بنا خواهد شد. پدیده استثمار کارگران ساختمانی و استفاده از مصالح نامرغوب دو روی یک سکه‌اند:در هر دو مورد، انگیزه‌ی اصلی کاهش هزینه و افزایش سود پیمانکار در سایه ضعف نظارتی است.

بازسازی اعتماد به صنعت ساخت‌وساز ایران تنها از طریق اصلاح نهادی، شفاف‌سازی زنجیره پیمانکاری و ارتقای نظارت مردمی و حرفه‌ای ممکن است.

اگر این روند ادامه یابد، کشور نه‌تنها با از بین رفتن میلیاردها تومان سرمایه فیزیکی روبه‌رو خواهد شد، بلکه زیست انسانی و کرامت نیروی کار ایرانی نیز به شکل جبران‌ناپذیری آسیب خواهد دید.

ما را دنبال کنید
  • فیس بوک38.5K
  • شبکه اجتماعی ایکس32.1K
  • اینستاگرام18.9K
  • واتساپ15.3K
  • تلگرام56.2K
دسته بندی ها

تبلیغات

بارگذاری مقاله بعدی...
خبر فوری
محبوب ترین ها
در حال بارگذاری

ورود در 3 ثانیه...

ثبت‌نام در 3 ثانیه...

سبد خرید
به روزرسانی سبد خرید

فروشگاهسبد خرید شما در حال حاضر خالی است. می‌توانید به فروشگاه ما مراجعه کنید و خرید را شروع کنید.