داستان عبرت آموز حضرت یونس(ع)

دین و زندگیاجتماع28 آبان, 1404824 بازدید

داستان عبرت آموز حضرت یونس(ع)

نویسنده کتاب “یکصد حکایت” با تخلص “شیدا” استاد حوزه ودانشگاه، این داستان را به شعری زیبا وهنرمندانه بیان کرده که به علاقمندان تقدیم می شود.
یونـس اطهـر نگـر وصفـش بـه قــرآن باهنـر
الله الله تا نمایدنقش اعجازش به تاریخ بشر
*****
یونس است ودرهدایت همچوکوهی استوار
در رشاد و در سـداد خُـلـق بحری خوشگـوار
*****
گشته مدت ها براین منوال صیت شهپـرش
لیـک قومـش از پذیـرش در رکـود اسفلـش
*****
قوم خـود را وانهـاد و سـوی دریـا رهسپـار
چترغم برسرگرفت وشد سوی کشتی سوار
*****
رفت کشتی در میان مـوج بحـرش با شتاب
ناگهـان آمـد نهنـگـی روبــرو، کــم زن رکاب
حضرت يونس(ع) در شکم ماهی بزرگ
حضرت يونس(ع) در شکم ماهی بزرگ
پس زدند قرعه به نام هرکه افتد طعمه اش
نقش اعجاز خدا بین، یونس آمد لقمه اش!
*****
ذکر وتسبیحش نبودی، گربه قلب آن نهنگ
می نمودی تا قیـامـت در دل ماهـی درنـگ
*****
قوم یونس چون که دیدند ظلمت ابـرسحاب
سایه افکنده به کوه ودشت وصحرااین نقاب
*****
جملگی رفتند سوی عالم فرزانه خود باشتاب
که خطر نزدیک گشتـه چـاره ای بنمـا صـواب
*****
گفت آن عالم به سرعـت رو به صحـرا پانهید
کودکان و مادران، فریـاد و شیـون سر دهید
*****
پس بلا شـد مرتفـع زان قـوم در کیـن وعناد
رحمت و هم رافت حـق بیـن رشـاد اندر بلاد
*****
از خـدا خواهـیـد تـا دفـع بـلا گــردد نگـیـن
هم به کودک رحم آرد،هم به پیروهم حزین
*****
قـوم یونـس آمدند، انـدر طـواف و جستجو
یافتـنـدش با مـلائـک در سـریـر و گـفتـگـو
*****
پـس به روی چـشـم آوردنـد تـا دولـت سرا
تـا کـه مـردم را رهــا بیـنــد ز دام اشـقـیــا
*****
یونس آمدقوم خود را دید همچون لاله ها
پرچـم توحـیـد را بــرده به عـرش خانـه ها
لطف خدا بین استغاثه را پذیرفت و نعمتش افزون کرد
داستان حضرت یونس (ع): لطف خدا بین استغاثه را پذیرفت و نعمتش افزون کرد
شکر ایزد، دست ها را بـرد سـوی آسمـان
حمد باری، که رهائی یافتند، ز اهریمنـان
*****
بین جمال حق، شگفتـا زیـن سحـاب ازکیا
گشته “شیـدا” مات و مبهـوت جـلال انبیـا
سروده: “شیـدا” 28/7/1404 هـ.ش.
************

ادامه داستان حضرت یونس علیه السلام

ابن بابویه در مورد علت نامگذاری این پیامبر الهی گفت:
چون برقومش غضب كرد و ازمیان ایشان بیرون رفت، به پروردگار خود “انس” گرفت، وقتی بسوی قوم برگشت “مونس” ایشان گردید و “یونس” نام گرفت.
رسالت حضرت یونس(ع)
شهر نینوا در منطقه موصل(در عراق كنونی) پایتخت دولت آشوریان بود. این دولت قدرت و استیلای خود را بر بیشتر كشورهای آسیا گسترش داد.
نینوا در آن دوران، از غنی‌ترین و بزرگترین شهرهای مشرق زمین محسوب می‌گشت و دارای جمعیتی بیش از صد هزار نفر بود.
فراونی نعمت و ثروت بی حد و حصر، مردم آن سامان را به وسیله انجام كارهای ناروا و گناهانشان به ورطه گمراهی كشاند.
خداوند-یونس(علیه‌السلام) را به سوی آنان فرستاد. یونس(ع) در سی سالگی به نینوا رفته و دعوتش را آغاز نمود.
وی آن‌ها را به ایمان به خدا، توبه و بازگشت از گناهانشان دعوت می‌فرمود: ولی آنان برانجام كارهای خود پافشاری كردند.
سی و سه سال از آغاز دعوتش گذشت، اما هیچكس جز دو نفر به او ایمان نیاوردند.
یكی از آن دو نفر دوست قدیمی یونس(ع) و از دانشمندان و خاندان علم و نبوت به نام «روبیل» و دیگری عابد و زاهدی به نام «ملیخا» بود.
هنگامی كه آنها دعوت یونس(ع) را نپذیرفتند و همچنان بر بی‌ایمانی خود پافشاری كردند، آن حضرت تصمیم گرفت مردمش را مورد نفرین خویش قرار دهد.
«روبیل» به آن حضرت می‌گفت:
قومت را نفرین مكن، زیرا كه خداوند هلاكت آن‌ها را نمی‌پسندد، ولی «ملیخا» با تصمیم یونس(ع) هم عقیده بود و می‌گفت: نفرین كن بر ایشان.
آن حضرت سخن «ملیخا» را قبول كرد و آن‌ها را نفرین نمود.
حق تعالی وحی فرستاد به سوی او كه عذاب خواهم فرستاد بر ایشان، در فلان سال و فلان ماه و فلان روز.
چون وقت آن وعده نزدیك شد، یونس(ع) با «ملیخا» از شهر خارج شدند، ولی «روبیل» در میان مردم شهرش ماند.
چون-روز نزول عذاب شد، به مردم گفت: فزع و استغاثه كنید به سوی خدا، شاید كه بر شما رحم فرموده و عذاب را از شما برگرداند.
گفتند: چگونه فزع كنیم، گفت:
بیرون روید به سوی بیابان، فرزندان را از زنان جدا كنید و میان شترها و گاوها و گوسفندان و فرزندان آن‌ها جدایی بیندازید.
به آنها گفت: گریه كنید و دعا كنید، همه از شهر بیرون رفتند و چنین كردند. خداوند نزول عذاب قطعی را از آنان مرتفع ساخت.
كمی بعد از ساعت موعود
 یونس(ع) به میان شهر بازگشت كه نحوه هلاكت مردم را بنگرد.
اما با كمال تعجب مشاهده كرد كشاورزان در مزارع خویش مشغول كار هستند و اوضاع و احوال شهر بسیار عادی به نظر می‌رسد.
یونس(ع) از آن‌ها پرسید كه چگونه شد احوال قوم یونس(ع)؟ آنها یونس(ع) را نمی شناختند وگفت: یونس(ع) قومش را نفرین كرد دعای او مستجاب شد.
عذاب بر آن‌ها نازل شد، پس ایشان جمع شدند و گریستند و دعا كردند و خدا رحم كرد ایشان را، و عذاب را از ایشان برگردانید.
اكنون ایشان به دنبال یونس(ع) هستند، كه او را پیدا كنند، تا به او ایمان آورند.
قرار گرفتن یونس(ع) در شكم ماهی
یونس(ع) با شنیدن این سخن خشمگین شد و بدون اذن پروردگارش، شهر را ترك كرد و رفت تا به كنار دریایی رسید.
كشتی‌ای را دید پر ازمسافر وبار ومی‌خواهد برود، پس یونس(ع) تقاضا كرد كه او را سوار كشتی كنند، به او جا دادند، او سواركشتی شد.
كشتی حركت كرد، در وسط دریا ناگاه، ماهی بزرگی سر راه كشتی را گرفت.
ماهی دهان باز كرد، ‌گویی غذایی می‌طلبید.
چون آن حضرت ماهی را دید ترسید، به عقب كشتی آمد، ماهی نیز به سمت او آمد، تا اینكه كار براهل كشتی تنگ شد.
سرنشینان كشتی گفتند: به نظر می رسد گناهكاری در میان ما باشد كه باید طعمه ماهی گردد.
سپس آن‌ها تصمیم گرفتند میان خود قرعه كشیده، تا به نام هركس اصابت نمود، او را از كشتی بیرون اندازند. قرعه به نام یونس(ع) درآمد.
حتی سه بار قرعه زدند، هر سه بار به نام یونس(ع) اصابت نمود. یونس را به دریا افكندند، آن ماهی بزرگ او را بلعید.
زمانی كه ماهی یونس(ع) را در كام خود فرو برد، خداوند به آن حیوان الهام فرمود، كه به یونس(ع) آسیبی نرساند.
یونس(ع) در شكم ماهی كه جای گرفت پنداشت از دنیا رفته است. لذا اعضای بدنش را حركت داد، دانست كه زنده است.
از این رو به سجده افتاد و عرضه داشت: پروردگارا جایگاهی برای پرستشت برگزیدم، كه كسی در چنین جایی تو را ستایش نكرده است.
سپس چند روز همچنان در شكم ماهی به سر برد و پیوسته به ذكر و ستایش پروردگار می‌پرداخت.
پس از آن‌ به عظمت الهی اعتراف كرد، و اقرار نمود در كاری كه از او سرزده به خود ستم روا داشته است.
خداوند دعایش را مستجاب كرد و توبه‌اش را پذیرفت و به ماهی فرمان داد تا یونس(ع) را به ساحل ببرد و او را به بیرون دریا بیفكند.
خروج یونس از شکم ماهی
تابلو معرق داستان یونس پیامبراثر استاد فرشچیان
یونس(ع) در حالتی از بیماری و خستگی، از شكم ماهی خارج شد.
خداوند درختی با سایه گسترده از نوع كدو بالای سرش رویانید، كه میوه آن را می‌مكید و در سایه آن به سر می‌برد.
موهای یونس، همه ریخته بود و پوستش نازك شده بود و تسبیح خدا می‌گفت و ذكر خدا می‌كرد در شب و روز.
چون بدنش قوت یافت و محكم شد و سلامتی خود را باز یافت، خدا كِرمی را فرستاد كه ریشه درخت كدو را بخورد و آن درخت خشك شد.
خشك شدن آن درخت برای یونس(ع) بسیار سخت و رنج آور بود و او را محزون نمود.
خداوند-به او وحی كرد: چرا محزون هستی؟
اوعرض كرد: این درخت برای من سایه تشكیل می‌داد كِرمی را بر آن مسلط كردی، ریشه‌اش را خورد و خشك گردید.
خداوند فرمود: تو ازخشك شدن یك درخت، نه آن را كاشتی و نه آب دادی غمگین شدی، ولی ازنزول عذاب بر صدهزار نفر محزون نشدی؟
اكنون بدان كه اهل نینوا ایمان آوردند و راه تقوی پیش گرفتند و عذاب از آن‌ها رفع گردید، به سوی آن‌ها برو.
یونس(ع) متوجه خطای خود شد و عرض كرد:
«یا رب عفوك عفوك» یعنی: خدایا مرا ببخش مرا ببخش، سپس به سوی نینوا حركت كرد.
وقتی به نزدیك نینوا رسید، خجالت كشید كه وارد شهر شود، چوپانی را دید نزد او رفت و به او فرمود:
برو نزد مردم نینوا و به آن‌ها خبر بده كه یونس(ع) به سوی شما می‌آید.
چوپان به یونس(ع) گفت: آیا دروغ می‌گویی؟ آیا حیا نمی‌كنی؟ یونس(ع) در دریا غرق شد و از بین رفت.
به-درخواست یونس(ع) گوسفندی با زبان گویا گواهی داد كه او یونس(ع) است.
چوپان یقین پیدا كرد، با شتاب به نینوا رفت، و ورود یونس(ع) را به مردم خبر داد.
دستگیری چوپان راستگو
مردم كه هرگز خبر آمدن حضرت یونس را باور نمی‌كردند، چوپان را دستگیر كرده و تصمیم گرفتند تا او را بزنند.
او گفت: من برای صدق خبری كه آوردم برهان دارم. گفتند: برهان تو چیست؟ جواب داد:
برهان من این است كه این گوسفند گواهی می‌دهد. همان گوسفند با زبان گویا گواهی داد، مردم به راستی آن خبر اطمینان یافتند.
قومش به استقبال حضرت یونس(ع) آمدند و آن حضرت را با احترام وارد نینوا نمودند و به او ایمان آوردند.
آنها در راه ایمان به خوبی استوار ماندند و سال‌ها تحت رهبری و راهنمایی‌های حضرت یونس(ع) به زندگی خود ادامه دادند.
مدت غیبت یونس(ع) از میان قومش
حضرت-یونس(ع) چهار هفته از قوم خود غایب گردید.
هفت روزهنگام رفتن بسوی دریا به طول انجامید، یك هفته را درمیان شكم ماهی بود. یك هفته دربیابان زیرسایه كدو گذرانید ویك هفته هم صرف بازگشت مجدد به شهرش نمود.
منبع متن داستان: موسسه جهانی سبطین.
مطالب فوق الذکر در 15 جای مختلف دارای “شرح ماخذ” است. برای اطلاعات بیشتر:
ماخذ داستان حضرت یونس – این قصه قرآنی.
تنظیم و ویرایش: پرویز فروزانی.
ما را دنبال کنید
  • فیس بوک38.5K
  • شبکه اجتماعی ایکس32.1K
  • اینستاگرام18.9K
  • واتساپ15.3K
  • تلگرام56.2K
پربازدیدترین های ماه
    دسته بندی ها

    تبلیغات

    اخبار فوری
      بارگذاری مقاله بعدی...
      خبر فوری
      ترندهای روزگار ما
      در حال بارگذاری

      ورود در 3 ثانیه...

      ثبت‌نام در 3 ثانیه...

      سبد خرید
      به روزرسانی سبد خرید

      فروشگاهسبد خرید شما در حال حاضر خالی است. می‌توانید به فروشگاه ما مراجعه کنید و خرید را شروع کنید.