جامعه, پیشنهاد سردبیر, اجتماع19 آبان, 1404840 بازدید

در ژرفای کویر اصفهان، آنجا که نسیمهای سوزان شرقی، خاطره زایندهرود جوشان را چون نغمهای غریب به باد میسپارند، برچسبی کهن چون سمی نهان در رگهای زمین آزار میرساند: «بــرخــوردار».
این واژه، که زمانی فریاد افتخار صنعتی استان بود، اکنون به بهانهای برای نادیدهانگاری تخصیصهای عادلانه بدل شده – تخصیصهایی که در سفرهای استانی ریاستجمهوری، سهمی ناچیز از بودجههای ملی میگیرند، در حالی که فرونشست زمین اصفهان به ۱۸ سانتیمتر در سال رسیده و سد زایندهرود تنها ۲۸ درصد ظرفیت خود را در بر دارد.

جمالینژاد، که میتوانست در معاونت وزارتی بماند، آگاهانه به اصفهان آمد؛ نه برای مقام، که برای اثری تاریخی. او هشدار میدهد: «هیچ نهادی در قبال بحران آب معاف نیست»، و با سعه صدرش، مدیران را به دوندگی دوشادوش خود فرامیخواند.
بحران آب، نه تنها آماری خشک و بیروح، که فریادی است از لبهای ترکخورده کشاورزان لنجان و مهاجران روستایی اردستان؛ آنجا که خشکسالی نیمقرنی، اعتماد اجتماعی را به باد فراموشی سپرده و آلودگی هوا، ریههای شهر را چون کیسهای سوراخ به تنگنا میافکند.
لیکن در این طوفان خاموش، مردی ایستاده که با گامهای دونده و چشمانی پر از شعله امید، این برچسب ناعادلانه را به چالش میکشد: مهدی جمالینژاد، استانداری که آرامش ظاهریاش، باطنی پر از آتش عمل را پنهان میدارد.
جمالینژاد، چون نجاتدهندهای در دل بیابان، از سحرگاه تا شفق، در جلسات فشرده مدیریت بحران آب غوطهور است – جلساتی که هر روز، چون نبض استان، برای ریشهیابی خشکی زایندهرود میتپد.
او برچسب برخورداری را نه با شعار، که با عمل هوشمند به زیر سؤال میبرد: در نشست اخیر با رئیسجمهور در مهر ۱۴۰۴، چالشهای زایندهرود، آلودگی هوا و قطار سریعالسیر تهران-اصفهان را بر سفره گفتوگو نهاد و نگاه حمایتی دولت را چون نویدی برای حل بحرانها به ارمغان آورد – نویدی که تخصیص بودجههای ویژه زیستمحیطی را وعده میدهد.
در ژرفای کویر اصفهان، آنجا که نسیمهای سوزان شرقی، خاطره زایندهرود جوشان را چون نغمهای غریب به باد میسپارند، برچسبی کهن چون سمی نهان در رگهای زمین آزار میرساند: «بــرخــوردار».
این واژه، که زمانی فریاد افتخار صنعتی استان بود، اکنون به بهانهای برای نادیدهانگاری تخصیصهای عادلانه بدل شده – تخصیصهایی که در سفرهای استانی ریاستجمهوری، سهمی ناچیز از بودجههای ملی میگیرند، در حالی که فرونشست زمین اصفهان به ۱۸ سانتیمتر در سال رسیده و سد زایندهرود تنها ۲۸ درصد ظرفیت خود را در بر دارد.
بحران آب، نه تنها آماری خشک و بیروح، که فریادی است از لبهای ترکخورده کشاورزان لنجان و مهاجران روستایی اردستان؛ آنجا که خشکسالی نیمقرنی، اعتماد اجتماعی را به باد فراموشی سپرده و آلودگی هوا، ریههای شهر را چون کیسهای سوراخ به تنگنا میافکند.
لیکن در این طوفان خاموش، مردی ایستاده که با گامهای دونده و چشمانی پر از شعله امید، این برچسب ناعادلانه را به چالش میکشد: مهدی جمالینژاد، استانداری که آرامش ظاهریاش، باطنی پر از آتش عمل را پنهان میدارد.
جمالینژاد، چون نجاتدهندهای در دل بیابان، از سحرگاه تا شفق، در جلسات فشرده مدیریت بحران آب غوطهور است – جلساتی که هر روز، چون نبض استان، برای ریشهیابی خشکی زایندهرود میتپد.
او برچسب برخورداری را نه با شعار، که با عمل هوشمند به زیر سؤال میبرد: در نشست اخیر با رئیسجمهور در مهر ۱۴۰۴، چالشهای زایندهرود، آلودگی هوا و قطار سریعالسیر تهران-اصفهان را بر سفره گفتوگو نهاد و نگاه حمایتی دولت را چون نویدی برای حل بحرانها به ارمغان آورد – نویدی که تخصیص بودجههای ویژه زیستمحیطی را وعده میدهد.
این استاندار وفاقساز، مدیران را از هر طیفی – فارغ از رنگ سیاسی یا مرز قومی – به دور میز عمل مینشاند؛ ملاکاش، عملکرد است، نه تعلقات.
در شورای اداری، با صراحتی که چون شمشیری دو لبه است، بر «نهضت پاسخگویی» تأکید میکند: «تسهیلگر باشید، بروکراسی را به باد فراموشی بسپارید.»
این کلام، نه شعار، که فرمانی است برای مدیران کهنهکار، تا از انفعال برچسب برخورداری رها شوند و به سوی توسعه روستایی دانشبنیان بدوند – آنجا که هر روستا، مزرعهای نوآورانه میشود و هر روستایی، تولیدکنندهای مسلح به فناوری.
هرچند، احساس ما، در برابر این دوندگی، گاه به درد دلتنگی میافتد؛ دلتنگی برای اصفهانی که روزگاری نان تازه از مزرعه تا سفره داشت، اما امروز با معضل بیآبی بیسابقه دست و پنجه نرم میکند.
جمالینژاد، با متانت مثالزدنیاش، در ملاقاتهای مردمی – که هر کدام فرصتی برای تعامل اندیشههاست – مشکلات را چون پازلهایی ناتمام میچیند.
او از اصلاح الگوی کشت بر پایه فناوریهای نوین سخن میگوید، از تجهیز فوری شبکههای آبیاری نیمهتمام، و از انتقال آب دریای خزر که صنایع را از بار زایندهرود سبک میکند، و از همایشهای ملی نخبگان و خیرین که اخیراً با نظمی دلنشین، هیئت تاجیکستانی را به اصفهان کشاندند – پلی برای جذب سرمایه و دانش جهانی. در شرق استان، با توسعه صنایع «آب صفر»، اشتغال را به چالش بیآبی میکشد، آنجا که کشاورزی نوین، نه تنها آب را حفظ میکند، که زندگی را بازآفرینی مینماید.
این نبرد، فراتر از آمار و تخصیصهای ناعادلانه – که اصفهان را قربانی برچسب برخورداری کرده – به عمق نیت بزرگ میرسد.
جمالینژاد، که میتوانست در معاونت وزارتی بماند، آگاهانه به اصفهان آمد؛ نه برای مقام، که برای اثری تاریخی. او هشدار میدهد: «هیچ نهادی در قبال بحران آب معاف نیست»، و با سعه صدرش، مدیران را به دوندگی دوشادوش خود فرامیخواند.
از این رو، امروز، همه مسئولان استان در تمامی ادارات موظفند دوشادوش این دولتمرد دلسوز، برای حل مشکلات استان اصفهان و مردم خوبش «دوندگی» کنند. مگر نه اینکه او بارها گفته است: «آنجا که نیتها بزرگ است، هیچ سرنگونی نیست!»
در این کویر پرتلاطم، آنجا که نیتها بزرگ چون ستارههایی هدایتگر میدرخشند، سرنگونی جایی ندارد. جمالینژاد، با این دوندگی خستگیناپذیر، نه تنها برچسب را به چالش میکشد، که اصفهان را به افقی سبز بازمیگرداند – افقی که در آن، از مزرعه تا سفره، جریان زندگی دوباره جاری است.
و ما، ناظرانی امیدوار، منتظر گامهای بعدی این دونده هستیم؛ گامی که شاید، زایندهرود را دوباره به آواز بیاورد.
در شورای اداری، با صراحتی که چون شمشیری دو لبه است، بر «نهضت پاسخگویی» تأکید میکند: «تسهیلگر باشید، بروکراسی را به باد فراموشی بسپارید.»
این کلام، نه شعار، که فرمانی است برای مدیران کهنهکار، تا از انفعال برچسب برخورداری رها شوند و به سوی توسعه روستایی دانشبنیان بدوند – آنجا که هر روستا، مزرعهای نوآورانه میشود و هر روستایی، تولیدکنندهای مسلح به فناوری.
هرچند، احساس ما، در برابر این دوندگی، گاه به درد دلتنگی میافتد؛ دلتنگی برای اصفهانی که روزگاری نان تازه از مزرعه تا سفره داشت، اما امروز با معضل بیآبی بیسابقه دست و پنجه نرم میکند.
جمالینژاد، با متانت مثالزدنیاش، در ملاقاتهای مردمی – که هر کدام فرصتی برای تعامل اندیشههاست – مشکلات را چون پازلهایی ناتمام میچیند.
او از اصلاح الگوی کشت بر پایه فناوریهای نوین سخن میگوید، از تجهیز فوری شبکههای آبیاری نیمهتمام، و از انتقال آب دریای خزر که صنایع را از بار زایندهرود سبک میکند، و از همایشهای ملی نخبگان و خیرین که اخیراً با نظمی دلنشین، هیئت تاجیکستانی را به اصفهان کشاندند – پلی برای جذب سرمایه و دانش جهانی. در شرق استان، با توسعه صنایع «آب صفر»، اشتغال را به چالش بیآبی میکشد، آنجا که کشاورزی نوین، نه تنها آب را حفظ میکند، که زندگی را بازآفرینی مینماید.
این نبرد، فراتر از آمار و تخصیصهای ناعادلانه – که اصفهان را قربانی برچسب برخورداری کرده – به عمق نیت بزرگ میرسد.
جمالینژاد، که میتوانست در معاونت وزارتی بماند، آگاهانه به اصفهان آمد؛ نه برای مقام، که برای اثری تاریخی. او هشدار میدهد: «هیچ نهادی در قبال بحران آب معاف نیست»، و با سعه صدرش، مدیران را به دوندگی دوشادوش خود فرامیخواند.
از این رو، امروز، همه مسئولان استان در تمامی ادارات موظفند دوشادوش این دولتمرد دلسوز، برای حل مشکلات استان اصفهان و مردم خوبش «دوندگی» کنند. مگر نه اینکه او بارها گفته است: «آنجا که نیتها بزرگ است، هیچ سرنگونی نیست!»
در این کویر پرتلاطم، آنجا که نیتها بزرگ چون ستارههایی هدایتگر میدرخشند، سرنگونی جایی ندارد. جمالینژاد، با این دوندگی خستگیناپذیر، نه تنها برچسب را به چالش میکشد، که اصفهان را به افقی سبز بازمیگرداند – افقی که در آن، از مزرعه تا سفره، جریان زندگی دوباره جاری است.
و ما، ناظرانی امیدوار، منتظر گامهای بعدی این دونده هستیم؛ گامی که شاید، زایندهرود را دوباره به آواز بیاورد.
اجتماع19 آبان, 1404
دین و زندگی19 آبان, 1404
رستاخیز افضلی: ذوب بدهیها – و اینک پرواز ذوبآهن! – پایگاه خبری پارسیان امروز: […] به گزارش پارسیان امروز؛ این نشست که در تالار آهن شرکت برگزار شد، نه تنها گزارشی از دستاوردها بود، بلکه وعدهای برای بازگشت ذوبآهن به روزهای اوج تولید و سودآوری به شمار میرفت. […]
حمید صادقی: ممکن است ادامه گفتگو در این شرایط هنوز راحت نباشد ولی تا زمانی که بتوانیم به دیالوگ ادامه دهیم، در تلاشیم که به درکی از دیدگاه دیگری برسیم
کاسپین: برخی از الگوهای شخصیتی که به شکل مرسوم، روبروی هم تلقی میشوند عبارتند از: ریسکپذیرها در مقابل کسانی که محافظهکارند
محسن احمدی: موضوعاتی مثل گفتگو در مورد خانواده، سرگرمیها، فیلمها، ورزش و… از جمله این موارد هستند که عموما میتوان در دل آنها نقاط همگرایی را پیدا کرد.