بیثباتی مدیریت شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان در مسیر هاب جهانی یا توقف نوآوری؟ انتصاب دکتر سیدمهدی ابطحی به عنوان سرپرست دانشگاه صنعتی اصفهان در تیرماه ۱۴۰۴، موجی از نگرانی را در میان فعالان اقتصاد دانشبنیان استان به راه انداخته است.
این تصمیم، که از سوی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری اعلام شد، خطر اختلال در مدیریت شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان را به همراه دارد.

بیثباتی مدیریت شهرک علمی تحقیقاتی_اصفهان در مسیر هاب جهانی یا توقف نوآوری؟
آنها معتقدند که ثبات مدیریتی ابطحی برای حفظ اکوسیستم نوآوری استان و جلوگیری از توقف پیشرفتهای اخیر حیاتی است.
دکتر سیدیاسر معینالدینی، فعال اقتصادی حوزه دانشبنیان، مشاور سیاستگذاری توسعه فناوری و مدرس دانشگاه در حوزه بازاریابی فناوری، در گفتوگو با ما هشدار داد:
«دکتر ابطحی با برنامههای راهبردی و توان اجرایی استثنایی خود، شهرک علمی و تحقیقاتی را به قلب تپنده فناوری استان تبدیل کرده است.
خروج او پس از کمتر از یک سال، میتواند زیستبوم نوآوری اصفهان را به عقب براند و اعتماد سرمایهگذاران را خدشهدار کند.»

بیثباتی مدیریت شهرک علمی تحقیقاتی_اصفهان
معینالدینی پیشنهاد کرد که وزارت علوم با الهام از تجربه موفق پارک فناوری پردیس تهران، که بیش از یک دهه ثبات مدیریتی را تجربه کرد.
مدیر دیگری را برای دانشگاه صنعتی اصفهان انتخاب کند تا ابطحی بتواند با تمرکز کامل، مأموریت خود در شهرک را ادامه دهد.
وی افزود: «این الگو نشان داده که ثبات مدیریتی چگونه میتواند اعتماد بخش خصوصی را جلب و سرمایهگذاری را تقویت کند.»
او با اشاره به نقش کلیدی ابطحی در جلب مشارکت بخش خصوصی، تأکید کرد:
«ابطحی نیازها و انگیزههای بخش خصوصی، که نیروی محرکه توسعه فناوری در شهرک است، را به خوبی درک میکند.
اقتصاد دانشبنیان به دلیل ریسکهای بالای سرمایهگذاری، بدون نگرشهای خلاقانه رشد نمیکند و دیدگاههای سنتی مدیریت نمیتوانند پاسخگوی چالشهای این حوزه باشند.»
مشاور سیاستگذاری توسعه فناوری از برنامههای بخش خصوصی برای تبدیل شهرک به یک الگوی ملی خبر داد و گفت:
«ما در تلاشیم تا با تقویت پیوند بین صنایع و شرکتهای دانشبنیان، شهرک را به نمونهای الهامبخش برای دیگر پارکهای علم و فناوری کشور تبدیل کنیم.
این هدف بدون حضور مدیرانی مانند ابطحی، که توانایی ایجاد این ارتباطات را دارند، دستنیافتنی است.»
این فعال اقتصادی درباره تبعات تغییرات مکرر مدیریتی هشدار داد:
«توسعه فناوریهای داخلی، چه در حوزه سختافزار و چه نرمافزار، تنها راه پایدار برای حل مشکلات اقتصادی کشور است.
این هدف نیازمند پذیرش ریسک از سوی حاکمیت و واگذاری نقشهای کلیدی به بخش خصوصی است.
مدیرانی مانند ابطحی، که با این گفتمان همراستا هستند، ستونهای این مسیر هستند.»
درباره چشمانداز تبدیل شهرک به هاب بینالمللی فناوری، معینالدینی توضیح داد:
«هاب بینالمللی شدن یعنی انعقاد بخش عمده قراردادهای فناوری غرب آسیا در شهرک اصفهان.
این هدف نیازمند برنامهریزی میانمدت برای سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهاست.
بخش خصوصی و شهرک باید در آن به تفاهم برسند و نقش ابطحی در جلب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد این تفاهم غیرقابلجایگزین است.»
وی با اشاره به درخواستهای مکرر انجمن شرکتهای دانشبنیان برای تداوم مدیریت ابطحی در شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان، گفت:
«عدم ثبات مدیریتی، پیامی منفی به بخش خصوصی ارسال میکند؛ چه به شرکتهای مستقر در شهرک و چه به سرمایهگذارانی که قصد ورود دارند.
این پیام نشان میدهد که توسعه فناوری در اولویت وزارت علوم و استانداری نیست و میتواند به خروج سرمایهها از شهرک منجر شود.»
این مدرس دانشگاه همچنین درباره پیامدهای گستردهتر این تغییرات افزود:
«صنایع بزرگ و کوچک برای رقابتپذیری و سازگاری با محیطزیست به فناوریهای نوین شهرک وابستهاند.
بیثباتی در مدیریت، بازاریابی این فناوریها را تضعیف میکند و مانع حل مشکلات کلان مانند آلودگی هوا یا ناترازی انرژی میشود.این امر نقش نخبگان و فناوران در توسعه استان را کمرنگ خواهد کرد.»
سخن آخر:
استاندار اصفهان،اخیراً شهرک علمی و تحقیقاتی را بازوی اصلی اقتصاد دانشبنیان استان خوانده و بر نقش شرکتهای دانشبنیان در اولویتهایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر تأکید کرده است.
این حمایتها، همراه با فریاد فعالان دانشبنیان، ضرورت بازنگری در سیاستهای مدیریتی و تمرکز بر ثبات در مراکز فناوری کشور را بیش از پیش آشکار میکند.
آیا وزارت علوم به این مطالبهها گوش خواهد داد، یا شهرک علمی اصفهان قربانی تصمیمات شتابزده خواهد شد؟
رستاخیز افضلی: ذوب بدهیها – و اینک پرواز ذوبآهن! – پایگاه خبری پارسیان امروز: […] به گزارش پارسیان امروز؛ این نشست که در تالار آهن شرکت برگزار شد، نه تنها گزارشی از دستاوردها بود، بلکه وعدهای برای بازگشت ذوبآهن به روزهای اوج تولید و سودآوری به شمار میرفت. […]
حمید صادقی: ممکن است ادامه گفتگو در این شرایط هنوز راحت نباشد ولی تا زمانی که بتوانیم به دیالوگ ادامه دهیم، در تلاشیم که به درکی از دیدگاه دیگری برسیم
کاسپین: برخی از الگوهای شخصیتی که به شکل مرسوم، روبروی هم تلقی میشوند عبارتند از: ریسکپذیرها در مقابل کسانی که محافظهکارند
محسن احمدی: موضوعاتی مثل گفتگو در مورد خانواده، سرگرمیها، فیلمها، ورزش و… از جمله این موارد هستند که عموما میتوان در دل آنها نقاط همگرایی را پیدا کرد.